سرکوب چگونه میتواند احساسات درونی مغز را کوچک کند

0

سرکوب باعث نابودی ذهن میشود و شاید جاهایی دیدید که اشخاصی هستند با کودکانشان بد برخورد میکنند یا اگر چیزی اختراع می کنند یا اگر کاری می کنند آنها را بی اهمیت می گیرند و فکر میکنند این کار بیخود است. در صورتی که این علاوه بر اینکه ذهن را تخریب می کند زمینه ای مناسب برای انواع افسردگی درست میکند.سایت ایران کافه این مبحث را د اختیار شما دوستان قرار میدهد.

سرکوب

سرکوب مخرب همه ی احساسات ذهن است

تحقیقات جدید نشان داد سرکوب شدن احساسات بر اندازه مغز تاثیر می‌گذارد.
در تحقیقات جدید مشخص شده است اندازه مغز در افراد مسن‌ بی‌احساس بدون افسردگی، کوچکتر است.

در این تحقیق، اندازه مغز در تعیین سرعت پیری مورد بررسی قرار گرفت. محققان اظهار کردند: اندازه مغز به طور طبیعی با افزایش سن کاهش می‌یابد. با این وجود از دست دادن اندازه بزرگتری از مغز نشان دهنده بیماری مغزی است.

محقق این تحقیق دکتر لنور.ج .یولینور از انجمن ملی سلامت (NIH) در بتسدا و عضو آکادمی عصب شناسی آمریکا اظهار کرد: علائم از دست دادن حافظه نشان از تغییرات مغزی مرتبط با بیماری‌های مغز است و بی‌احساس بودن تعیین کننده این تغییرات است. علائم بی‌احساسی در افراد مسن بدون زوال عقل شایع است. در این تحقیق، شرکت‌کنندگان بی‌احساس البته بدون افسردگی مورد بررسی بیماری‌های مغزی قرار گرفتند.

در این تحقیق، 4354 فرد بدون زوال عقل با متوسط سن 76 سال تحت اسکن ام.آر.ای قرارگرفتند و علائم احساسی از جمله فقدان احساس، علاقه، فقدان هیجان، کاهش فعالیت‌ و ترجیح به ماندن در منزل وخستگی ارزیابی شد.

نتایج نشان داد ماده خاکستری مغز که به یادگیری و نگهداری خاطرات کمک می‌کند و نیز ماده سفید که وظیفه ارتباط بین قسمت‌های مختلف مغز را برعهده دارد در افرادی با نشانه بی‌احساس بودن کمتر است. این نتایج حتی در افراد افسرده نیز صادق است.وی در ادامه افزود: این نتایج به شناسایی افراد بی‌احساس در معرض خطرکمک خواهد کرد.
نتایج این تحقیق در نشریه آنلاین عصب شناسی منتشر شده است.

سرکوب

سه قانون مهم را به یاد بسپارید:

1. هرکسی فکرهای دیوانه‌وار و منزجرکننده‌ای از ذهنش می‌گذرد.
2. فکر چیزی متفاوت از واقعیت است.
3. سرکوب فکر مفید نیست.

پژوهش درباره افرادی که به اختلال‌های اضطرابی مبتلا نیستند نشان داده که نود درصد آن‌ها افکار عجیب و غریبی دارند. افکاری که درباره آلودگی، آسیب زدن، موضوعات به لحاظ مذهبی ناشایست، از دست دادن کنترل و انحرافات جنسی است. همه ما افکاری ازاین‌دست را داشته‌ایم؛ پس فکرهای عجیب شما معنی خاصی درباره شما ندارد. همه ما کمی عجیب هستیم. انگار که بگوییم ما همه قوه تخیل داریم.
فکر و واقعیت یکی نیستند. اگر آن‌ها عین هم بودند شما باید الآن میلیاردر بودید. به یک کیسه پر از سکه طلا فکر کنید. همه اوقات روز درباره آن فکر کنید. در پایان روز شما فکرهای خیلی زیادی داشته‌اید اما چیزی برای فروختن ندارید.

تصور فکر= واقعیت چیزی است که یکی از پژوهشگران معروف حوزه اختلال وسواسی جبری به نام جک راکمن به آن «درهم‌آمیختگی فکر-عمل» می‌گوید. افرادی که مبتلا به اختلال وسواسی جبری هستند فکر می‌کنند: اگر فکر کنم که کنترلم را از دست می‌دهم همین‌طور خواهد شد یا اگر فکر کنم که شیطان می‌تواند ذهنم را تصرف کند او همین کار را خواهد کرد. عذر می‌خواهم، این‌ها فقط فکر هستند!

سرکوب افکار هم مفید نیست. شاید فردی به شما گفته است « یکی نوار کشی به مچ خودت ببند و هر وقت آن فکر (بد) به ذهنت آمد آن را بکش. فکر گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست و برمی‌گردد. لئون تولستوی درباره یک بازی که در دوران کودکی خودش انجام می‌داد نوشته‌ای دارد. او و هم‌بازی‌هایش یک‌گوشه می‌ایستادند و سعی می‌کردند که به خرس قطبی فکر نکنند. سال‌ها بعد روانشناس پژوهشگر دانشگاه هاروارد دن واگنر نشان داد که اگر به مردم بگوییم درباره خرس قطبی فکر نکنند آن‌ها به احتمال بیشتری درباره خرس قطبی فکر خواهند کرد. سرکوب فکر منجر به برگشت فکر می‌شود.

درمانگران شناختی به این موضوع علاقه‌مندند که ما چطور افکار خودمان را ارزیابی می‌کنیم. به‌عنوان‌مثال روانشناسان کانادایی کریستین پوردون و دیود کلارک پژوهش‌های انجام‌شده درباره افکار مزاحم را مرور کردند. آن‌ها این نکته را فهمیدند که ارزیابی تصورات و افکار مزاحم و استفاده از راهبردهای کنترل فکر درباره آن‌ها ویژگی اصلی اختلالات اضطرابی است.

افراد مبتلا به وسواس سعی می‌کنند تا افکار خود را اغلب با استفاده از آیین‌های اجباری سرکوب و خنثی کنند. افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی فکر مزاحم خود با محتوی «مضطرب به نظر خواهم آمد» را مساوی با تحقیرشدن می‌دانند. افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه وقتی تصورات و احساسات آزاردهنده و مزاحمی را تجربه می‌کنند خیال می‌کنند که سانحه در همان لحظه دارد اتفاق می‌افتد. وقتی این‌طور فکر می‌کنیم انگار داریم از ذهن خودمان فرار می‌کنیم.
انگار داریم از سایه خودمان فرار می‌کنیم، اما هرچه قدر هم سریع بدویم سایه مان همیشه پشت سر مان است.

گرداورنده:http://www.irancafe.org

Leave A Reply

Your email address will not be published.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.